يك جنگل تبر
سالگرد ماجراي 18 تير ، گران شدن قيمت بنزين و نا آرامي هاي اخير كشور مرا بر آن داشت تا راجع به كلمه ي موهوم" مردم " و اينكه" مردم چه مي خواهند ؟" مطالبي را به رشته ي تحرير در آورم .
در ابتدا اين مسئله را باز مي كنم كه" مردم چه كساني هستند ؟" .
از نگاه "عموم "، مردم يك كشور به "تمام انسان هايي اتلاق مي شود كه در آن كشور زندگي مي كنند و حتي گاه انسان هايي را كه در آن كشور متولد شده اند اما بنا به دلايلي در كشوري ديگر زندگي مي كنند را نيز شامل مي شود . اما اينكه از ديد حاكميت جامعه مردم چه كساني هستند نكته ي بسيار بحث بر انگيزو جالبي است كه كمتر به آن پرداخته شده است . به عنوان مثالي كه صرفا براي روشن شدن مسئله از آن استفاده مي كنم، شما همواره اين جملات را مي شنويد كه "مردم شريف ايران در راهپيمايي روز . . . " ،" مردم مي خواهند كه كشور ما به سمت . . . "و يا اينكه "مشكلات امروز مردم ما اقتصادي است ". جالب است كه جملات بالا و جملاتي مشابه آن همگي از سوي حاكميت جامعه و از طرف مردم بيان مي شود .
جملات بالا دو نوع اند :
نوع اول شامل جملاتي است كه صرفا براي مشخص شدن سياست هاي كلي دولت بيان مي شود . مانند مسئله ي انرژي هسته اي كه امروزه به عنوان خواسته ي مردم از سوي دولت نهم مطرح مي شود حال آن كه شايد واقعا اين گونه نباشد .(آراي دولت را نمي توان به عنوان مثال نقضي از قضيه بالا عنوان كرد .)
نوع دوم شامل جملاتي است كه باعث مي شود به گروهي خاص يا قشري از مردم توهين شود يا آنكه بهانه اي را براي آزار و اذيت آنان فراهم آورد . مانند اينكه " مردم ما خواستار مبارزه با بد حجابي هستند ." كه بحث امروز ما بيشتر متوجه مورد دوم مي باشد .
در نگاهي به مسائل چند سال اخير كشور به نوعي نگاه خاص و يك طرفه از سوي حاكميت به " مردم " مواجه مي شويم . بعنوان مثال در ماجراي مبارزه با ماهواره اين گونه بيان مي شود كه "مردم ايران نمي خواهند با اين وسايل غربي . . . و خواستار مبارزه با آن هستند" و نيروي انتظامي هر چند روز يك بار در رسانه هاي عمومي اين گونه عنوان مي كند كه " بنا به درخواست مردم شريف ايران تعداد زيادي دستگاه ماهواره از پشت بام ها جمع آوري شد " . سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه ماهواره ها از پشت بام چه كساني جمع آوري شده است ؟ آيا اين ماهواره ها از پشت بام هاي مردم مسلمان ايران جمع آوري نشده است ؟ آيا آنان كه ماهواره از پشت بامهايشان جمع آوري مي شود جز مردم نيستند ؟
به عنوان مثالي ديگر از چنين مواردي مي توان طرح مبارزه با بد حجابي را عنوان كرد . آنگاه كه طرح مبارزه با بدحجابي را پيش مي كشيم و باز با وام گرفتن از كلمه ي پر كاربرد " مردم" ، عنوان مي كنيم كه" مردم ايران خواستار مبارزه با بدحجابي هستند " ، باز هم سؤالي مشابه در ذهن تداعي مي شود و آن اينكه مگر بدحجاب ها جز مردم نيستند ؟
پس به نوعي مي توان اين دسته از مبارزات را كه در بسياري از كشور هاي جهان وجود دارد مبارزه ي "حاكميت با گروهي خاص از مردم " عنوان كرد .ولي معمولا گروه حاكم از به كار بردن چنين واژه اي خود داري مي كند وآن گونه مسئله را نمايش مي دهد كه گويي مشغول مبارزه با گروهي اجنبي است .
گاه به اين مسئله اين گونه پاسخ مي دهند كه حاكميت نظر اكثريت مردم را درنظر مي گيرد نه اقليت ها را. در جواب مسئله بالا بايد اين گونه گفت كه : اولا اينكه كدام قشر در اكثريت است و كدام قشر در اقليت را چه گونه مشخص كرده ايم ؟از كجا پيداست كه امروزه عموم مردم موافق مبارزه با بدحجابي هستند ؟ يا چندي پيش موافق جمع آوري ماهواره ها ؟ اين اكثريت ها را معمولا حاكميت به طور سليقه اي انتخاب مي كند بعنوان مثال ديگري از اين مسئله مي توان كشور تركيه را مثال زد . حاكميت اين گونه عنوان مي كند كه " مردم نيازي به حجاب ندارند و خواستار مبارزه با آن هستند "و سپس به همين بهانه از ورود دختران با حجاب به دانشگاه جلوگيري مي كند . در حاليكه تعداد با حجاب ها و آنانكه خواستار حفظ حجاب اند اصلا كم نيست و اينكه كدام مردم خواستار مبارزه با مسئله ي حجاب اند جاي سوال دارد . در اينگونه موارد معمولا نمي توان به آراي يك رئيس جمهور كه در مقطعي چهار ساله كه سياست هاي دولت را مشخص مي كند اتكا كرد زيرا آراي يك رئيس جمهور معمولا در مقابل كل جمعييت يك كشور بسيار كم است .
ثانيا اگر بپذيريم كه آنان در اقليت اند آيا اين حق را داريم كه به مبارزه با سلايق شخصي آن ها برخيزيم و انتظار داشته باشيم همگان آن گونه كه ما مي خواهيم باشند ، آن گونه كه ما مي خواهيم بپوشند ، بخورند ، بخوابند و ... . چگونه مي توان انتظار داشت در كشوري مانند تركيه دختري مسلمان بي حجاب به دانشگاه برود . ما به درستي به نقد كشور تركيه در مورد ندادن آزادي حجاب به اقشار مختلف مي پردازيم ولي آيا ما اين آزادي را به اقشار جامعه خود داده ايم ؟ آيا نمي توان ما را به منتقدي تشبيه كرد كه همان ايرادي را كه خود دارد به ديگران مي گيرد ؟
هر گاه اراده كرده ايم مردم را مردمي با شعور و فهيم خوانده ايم ، هر گاه اراده كرده ايمآنان را مشتي اراذل و اوباش خوانده ايم (18 تير) ،گاه آنها را خواهان مبارزه با بدحجابي عنوان كرده ايم ( بدون آنكه بپرسيم بدحجاب ها چه كساني هستند ؟) و گاه آنان را تا حد فرشتگان آسماني بالا برده ايم (راهپيمايي هاي مختلف ) واينگونه از كلمه مردم سلاحي ساخته ايم بسي كشنده تر و نفرت انگيز تر از هر سلاح ديگر در طول تاريخ .جالب آن است كه عامه ي مردم تا حد زيادي تحت تاثير اين گونه جملات اند .
اين مطلب را با جمله اي از ژان ژاك روسو كه آغازگر رساله ي اوست به پايان مي برم :
"مردم آزاد زاده مي شوند اما همواره در بندند" .
"واسلام"
"باران "
+ نوشته شده توسط عبدالله اکرامیان در سه شنبه
1386/04/19 و ساعت
18:47 |